عبد الجليل قزوينى رازى
23
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بصيرت و ضياء انصاف از آنجا مهجور گردد تا هرچه گويد و كند همه خطا و ريا باشد « 1 » خسر الدّنيا و الآخرة ذلك هو الخسران المبين « 2 » . آنگه گفته است : « آن گروه كه اين مذهب نهادند محمّد چهار بختان « 3 » بود و ابو الخطّاب محمّد بن أبي زينب « 4 » ، و پسران نوبخت ، و بو زكريّا شيرهفروش ، و جابر جعفي ، و يونس بن عبد الرّحمن القمّيّ الرّافضي ، و محمّد بن نعمان الأحول المعروف بشيطان الطّاق ، و محمّد سعيد « 5 » و ابو شاكر محمّد بن ديصان « 6 » و هشام بن سالم الجواليقى ، و هشام بن الحكم الامامىّ « 7 » ، و محمّد بن محمّد بن نعمان الحارثىّ المفيد ، و ابو جعفر محمّد بن الحسن الطّوسى ، و ابو جعفر البابويى ، و ابو طالب الاسترابادى ، و ابو عبد اللّه از آل بابويه المجوسى ، و زرارة بن أعين الغالى ، و ابن البرقى « 8 » » . امّا جواب اين كلمات آنست كه هرعاقل كه اندك مايه آگاه باشد از علم تواريخ و آثار و اسامى رجال و آن علومى كه بدان متعلّق « 9 » است چون در اين اسامى تأمّلى بانصاف « 10 » بكند غايت جهل و نادانى اين ناقل بداند ، اوّلا محمّد چهار بختان در عهد ، امير احمد عبد العزيز بود بكره بودلف « 11 » بر آن « 12 » روزگار كه
--> ( 1 ) - مناسب مقام است آنچه گفتهاند : « هر سگى كز روبهى با شير يزدان پنجه كرد * گر همه آهوى تاتار است در اصلش خطاست » ( 2 ) - از آيهء 11 سورهء مباركهء حج . ( 3 ) - براى شرح حال « محمد چهار بختان » رجوع شود به تعليقهء 14 . ( 4 ) - براى ترجمهء محمد بن أبى زينب رجوع شود به تعليقهء 15 . ( 5 ) - محمد سعيد بطور تحقيق شناخته نمىشود ليكن به اين نام اشخاص بسيار در راويان شيعه هستند هركه طالب باشد خودش مراجعه كند . ( 6 ) - براى ترجمهء حال ابو شاكر ديصانى رجوع شود به تعليقهء 16 . ( 7 ) - ب م ث : « اليمامى » . ( 8 ) - چون غير آنان كه بشرح حال ايشان پرداختيم از نامبردگان يا از مشاهير هستند و يا به ترجمهء ايشان در آينده اشاره خواهد شد به معرفى احوال ايشان نپرداختيم . ( 9 ) - ع ث ب : « تعلق » . ( 10 ) - ث : « بالصدق » ب : « بصدق » م : « صادق » . ( 11 ) - ث ب م : « بكده بود گفت » و بطور تحقيق عبارت در اين نسخ يا در بعضى از آنها « بكره بودلفت » بوده و الحاق تاء به آخر « دلف » مبنى بر برخى از لهجههاى محلى بوده است مانند « پاداش » و « پاداشت » و « خورش » و « خورشت » بنابراين كاتبان عبارت را نفهميده و به گمان خود به آن صورت كه نقل كرديم آوردهاند و صحيح آنست كه در متن ملاحظه مىشود ، و ترجمهء امير احمد عبد العزيز و تحقيق در لفظ « كره » در آينده ياد خواهد شد . ( 12 ) - م ب : « برين » ث : « بدين » ع : « و آن » .